حسين علوى مهر
181
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
سخنى كه ناشى از هواى نفس و استحسان نيز باشد به كار مىرود . « 1 » حرف « باء » كه در روايات بر سر كلمهء « رأى » آمده است ، يا به معناى « سببيت » ( من فسّر القرآن بسبب رأيه ) و يا به معناى « استعانت » ( من فسّر القرآن بمعونة رأيه ) است ، بنابر احتمال اول ، مفاد روايات فوق چنين مىشود : هر گاه انگيزه و سبب تفسير قرآن ، رأى و نظر شخصى مفسر باشد و ديدگاه او منجر به چنين تفسيرى گردد . اما مطابق احتمال دوم ، تفسير به رأى ، معناى وسيعترى دارد كه هر گونه تفسيرى كه به معونت و استمداد از رأى صورت گيرد شامل مىشود ، چه اين تفسير به علت داشتن چنان رأى و نظريهاى ( عقيدهء شخصى و پيش فرض ) باشد و چه از انگيزهها و علل ديگر سرچشمه گرفته باشد . « 2 » برخى نيز ، « باء » را زائده گرفتهاند . بنابراين كه مدخول باء همان مصداق تفسير محسوب گردد ؛ چنان كه وقتى در زبان عربى گفته مىشود : « فسرته بكذا » ، يعنى تفسير آن كلام را « فلان چيز » قرار دادم . ولى به نظر مىرسد ، معناى اول مناسبتر باشد ؛ زيرا محور و اساس در تفسير به رأى ، نظر و ديدگاه شخص مفسر است ، گواه بر آن ، اين كه ضمير « رأيه » به « من » در جملهء « من فسّر القرآن برأيه » رجوع مىكند . به هر حال ديدگاههاى مختلف دانشمندان در مفهوم تفسير به رأى عبارت است از : 1 . تفسير كردن بدون داشتن دانشى كه براى تفسير كردن قرآن به آنها نياز است . 2 . تفسير كردن آيات متشابه كه جز خداوند ، آنها را نمىداند ( روشن است اين ديدگاه كه از ابن نقيب نقل شده است در صورتى صحيح است كه « واو » در وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ( در آيهء 7 از سورهء آل عمران ) مستأنفه گرفته شود ، اما بنا به نظر معروف مفسران و دانشمندان ادبيات ، « واو » عاطفه است كه در اين صورت براى تفسير آيات متشابه بايد از دانش معصوم عليه السّلام استفاده نمود و اگر مفسرى بدون بهره از روايات معصومين و راسخان در علم
--> ( 1 ) ر . ك : الميزان ، ج 3 / 76 . ( 2 ) عميد زنجانى ، مبانى و روشهاى تفسيرى 228 .